تبلیغات
دنیای ریاضیات - مطالب داستانهای کوتاه

 

صفحه اصلی

تماس با ما

آرشیو مطالب

طراح قالب

 
  کاربر مهمان، خوش آمدید!

منوی اصلی
لینکهای سریع

آرشیو ماهانه
مهر 1395
مهر 1394
شهریور 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393

.:: لیست کامل آرشیو ماهانه ::.


لینک دوستان

قالب وبلاگ
سایت آموزش و پرورش
شبکه رشد
mathtower
ریاضی سرا
قالب میهن بلاگ

.:: لیست کامل لینکستان ::.


لوگوی دوستان


آمار بازدید
نویسندگان :
» سارا فرهادی

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

اَبر برچسبها

تست


<





مواظب سنگ ریزه ها باشید

مرتبط با : داستانهای کوتاه


روزی حکیمی در میان کشتزارها قدم می‌زد که با مرد جوان غمگینی روبه‌رو شد. حکیم گفت: «حیف است در چنین روز زیبایی غمگین باشی.» مرد جوان نگاهی به دور و اطراف خود انداخت و پاسخ داد: «حیف است!؟ من که متوجه منظورتان نمی‌شوم!» گرچه چشمان او مناظر طبیعت را می‌دید اما به قدری فکرش پریشان بود که آنچه را که باید، دریافت نمی‌کرد. حکیم با شور و شعف اطراف را می‌نگریست و به گردش خود ادامه می‌داد و درحالی‌که به سوی برکه می‌رفت از مرد جوان دعوت کرد تا او را همراهی کند.

به کنار برکه رسیدند، برکه آرام بود. گویی آن را با درختان چنار و برگ‌های سبز و درخشانش قاب کرده بودند. صدای چهچههٔ پرندگان از لابه لای شاخه های درختان در آن محیط آرام و ساکت، موسیقی دلنوازی می‌نواخت. حکیم در حالی که زمین مجاور خود را با نوازش پاک می‌کرد از جوان دعوت کرد که بنشیند.

سپس رو به جوان کرد و گفت : «خواهش می‌کنم یک سنگ کوچک بردار و آن را در برکه بینداز.» مرد جوان سنگریزه ای برداشت و با تمام قوا آن را درون آب پرتاب کرد. حکیم گفت: «بگو چه می‌بینی؟» مرد جوان گفت : «من آب موج‌دار را می‌بینم.» حکیم پرسید: «این امواج از کجا آمده‌اند؟» جوان گفت: «از سنگریزه ای که من در برکه انداختم.» حکیم گفت: «پس خواهش می‌کنم دستت را در آب فرو کن و حلقه های موج را متوقف کن.» مرد جوان دستش را نزدیک حلقه ای برد و در آب فرو کرد. این کار او باعث شد حلقه های جدید و بزرگ‌تری به وجود آید. گیج شده بود. چرا اوضاع بدتر شد؟ از طرفی متوجه منظور حکیم نمی‌شد.

حکیم پرسید: «آیا توانستی حلقه های موج را متوقف کنی؟» جوان گفت: «نه! با این کارم فقط حلقه های بیشتر و بزرگ تری تولید کردم.» حکیم پرسید : «اگر از ابتدا سنگریزه را متوقف می‌کردی چه!؟».

حکیم گفت: «از این پس در زندگی‌ات مواظب سنگریزه‌های بسیار کوچک اشتباهاتت باش که قبل از افتادن آن‌ها در دریای وجودت مانع آن‌ها شوی. هیچ وقت سعی نکن زمان و انرژی‌ات را برای بازگرداندن گذشته و جبران اشتباهاتت هدر دهی.».

نکته مهم داستان:

آثار اشتباهات با توجه به بزرگی و کوچکی آن‌ها بعد از گذشت مدتی طولانی و یا کوتاه محو و ناپدید می‌شوند. همان طور که اگر منتظر بمانی حلقه های موج هم از بین خواهند رفت. اما اگر مراقب اشتباهات بعدی‌ات نباشی، همیشه دریای وجودت پر از موج و تشویش خواهد بود. بهتر است قبل از انجام هر عملی با فکر و تدبیر عواقب آن را بسنجی و سپس عمل کنی. بعد از حادثه‌ای بیهوده دست و پا زدن فقط اوضاع را بدتر می‌کند


نوشته شده توسط سارا فرهادی در چهارشنبه 23 بهمن 1392

نظرات (

مجموعه روایات شنیدنی

مرتبط با : دانش آموزان داستانهای کوتاه


حجم فایل : ۴٫۰۱ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۵۹ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۴٫۸۹ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۲٫۲۹ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۰۰ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۰۵ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۸۵ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۹۴ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۷٫۳۹ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۴۲ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

حجم فایل : ۱٫۴۶ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۵۵۸ کیلوبایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۹۷ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۱۴ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۱۷ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۶۴ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۳۰ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۱٫۰۱ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۸۰۰ کیلوبایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۷۸۰ کیلوبایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۲٫۱۳ مگابایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم

 

note333333333312 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگونحجم فایل : ۷۱۰ کیلوبایت

22222222222dl12 مجموعه روایت های شنیدنی با موضوعات گوناگوندریافت فایل |مستقیم



نوشته شده توسط سارا فرهادی در دوشنبه 30 دی 1392

نظرات (

بهلول

مرتبط با : داستانهای کوتاه
هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد…

پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها
گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه
باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از
خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت :
بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟!
بهلول گفت : می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟
- صد دینار.
زبیده خاتون گفت : من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت : این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو
می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.
بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او
داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی
دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر
درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ
به زبیده خاتون داد و گفت : این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای !!!

وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود
برای هارون تعریف کرد.
صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد.

وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال
کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت : یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده
فروختی به من هم بفروش!

بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت : به تو نمی فروشم !!!
هارون گفت : اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.
بهلول گفت : اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم!!!
هارون ناراحت شد و پرسید : چرا؟
بهلول گفت : زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری،
من به تو نمی فروشم!


نوشته شده توسط سارا فرهادی در پنجشنبه 14 آذر 1392

نظرات (

بنشینید میخام براتون غصه بگم

مرتبط با : داستانهای کوتاه

روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.

در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم!

در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.

او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.

پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد.

کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.

همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است


نوشته شده توسط سارا فرهادی در سه شنبه 26 شهریور 1392

نظرات (

حکایت

مرتبط با : داستانهای کوتاه

سه درس از . . .

 

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی، به عزم سیر، از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.

شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: او مردی دیوانه است.

گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و سلام کرد.

بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟

عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی.

فرمود: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟

عرض کرد: آری..

بهلول فرمود: طعام چگونه میخوری؟

عرض کرد: اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود: تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی؟ در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی. سپس به راه خود رفت.

مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است.

خندید و گفت: سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.

بهلول پرسید: چه کسی هستی؟

جواب داد: شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.

بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟

عرض کرد: آری. سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت: گذشته از طعام خوردن، سخن گفتن را هم نمی‌دانی. سپس برخاست و برفت.

مریدان گفتند: یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟

جنید گفت: مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.

باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟

عرض کرد: آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.

بهلول گفت: فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد که جنید دامنش را بگرفت و گفت: ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

 

بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.

جنید گفت: جزاک الله خیراً!

 

و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد وگرنه هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.

 

و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد هیچ بشری [دوست، همسر، فرزند، والدین، همکار، ....] نباشد

 


نوشته شده توسط سارا فرهادی در چهارشنبه 20 شهریور 1392

نظرات (

آن فکری که تو کردی من هم کردم

مرتبط با : داستانهای کوتاه

داستانک/آن فکری راکه تو کردی من هم کردم!


پارچه فروشی می رود در یک آبادی تا پارچه هایش را بفروشد. در بین راه خسته می شود و می نشیند تا کمی استراحت کند. در همان وقت سواری از دور پیدا می شود. مرد پارچه فروش با خود می گوید: بهتر است پارچه ها را به این سوار بدهم بلکه کمک کند و آن ها را تا آبادی بیاورد. وقتی سوار به او می رسد، مرد می گوید: «ای جوان! کمک کن و این پارچه ها را به آبادی برسان». سوار می گوید: «من نمی توانم پارچه های تو را ببرم» و به راه خود ادامه می دهد. 
مرد سوار مسافتی که می رود، با خود می گوید: «چرا پارچه های آن مرد را نگرفتم؟ اگر می گرفتم، او دیگر به من نمی رسید. حالا هم بهتر است همین جا صبر کنم تا آن مرد برسد و پارچه هایش رابگیرم و با خود ببرم». در همین فکر بود که پارچه فروش به او رسید. سوار گفت: «عمو! پارچه هایت را بده تا کمکت کنم و به آبادی برسانم.» مرد پارچه فروش گفت:«نه! آن فکری راکه تو کردی من هم کردم».


نوشته شده توسط سارا فرهادی در یکشنبه 20 مرداد 1392

نظرات (

داستان های آموزنده

مرتبط با : داستانهای کوتاه

 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 
 
 

۶-پیرمرد ۷- تله موش ۸-عشق واقعی ۹-فرودگاه

۱۰-كشتی ۱۱-مشغله ۱۲در راه مسجد ۱۳-لنگه كفش

۱۴-جملات ناب درباره خودباوری و اعتماد به نفس


نوشته شده توسط سارا فرهادی در یکشنبه 25 تیر 1391

نظرات (

مطالب پیشین

» دست آفزارآموزش فصل فضا هندسه سوم ریاضی
» اموزش فصل فضا ریاضی نهم
» دانلود مجله رشد آموزش ریاضی (ویژه دبیران ریاضی) پاییز ۱۳۹۴
» آزمون ریاضی قلم چی
» آموزش نرم افزار visio
» انیمیشن اعداد صحیح
» دانلود برنامه cabri3d
» ساخت حجم های هندسی
» فیلم های آموزشی دوران اشکال
» آموزش قرار دادن یک برنامه در فایروال
» بیندیشیم
» کتب ریاضی
» امتحانات نهایی شهریور 94
» دانلود انیمیشن آموزش احتمال پیشامد متمم و ناسازگار
» نمونه سوالات طبقه بندی امتحانات نهایی
» کلم فراکتال
» فایل جئوجبرا
» منالع تکالیف درس احتمال پیشامدهای ناسازگار و احتمال متمم
» مقالات ریاضی
» دانلود نرم افزارهای ریاضی
» photo math
» جزوه
» فیلم های آموزشی
» کنکور
» آمارو احتمالات
» فایل های آموزش مثلثات
» بدون شرح
» رشد ریاضی
» رشد برهان متوسطه
» سفره هفت سین دکتر حسابی

» لیست کامل مطالب ارسالی


درباره


این وبلاگ جهت کمک به دانش آموزان عزیز در فراگیری ریاضیات و همفکری با همکاران و بهره بردن از نظریات سازنده آنها ایجاد شده است
مدیر وبلاگ: سارا فرهادی



لوگوی ما



جستجو

     

پیوند های روزانه

کانال تلـــــــــگرام
فیلتر شکن -> پروکسی لیست
تخفیف ویژه برای این هفته
ریاضی دبیرستان و کنکور
ارزش آسمانی
دنیای ریاضیات
خانه ریاضیات دزفول (آقای انجیلی)
خانه ریاضیات اصفهان
خانه ریاضیات یزد
سایت ساحل ریاضیات
انجمن ریاضی قزوین
انجمن ریاضی شهرکرد
ریاضیات دانشگاه آکسفورد
دپارتمان ریاضی و آمار
انتشارات کمک آموزشی رشد
دانشکده علوم ریاضی دانشگاه شریف
انجمن ریاضی ایران
ریاضی سرا
mathtower
شبکه ملی رشد
اتحادیه انجمن های علمی آموزشی ریاضی کشور
گروه ریاضی دفتر تالیف کتب درسی

.:: لیست کامل پیوندهای روزانه ::.

.:: ارسال پیوند ::.

صفحه اصلی |  تماس با ما |  اضافه به علاقه مندی ها | ذخیره صفحه |

 طراح قالب


Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by math-mis
Design By : wWw.Theme-Designer.Com